X
تبلیغات
رایتل

نرسی ۲
چه خوبه که جاده زندگیمون رو اینقدر سبز کنیم که وقتی به آخر میرسیم یه ستاره باشیم. 

تا از دانشگاه اومدم وقت زیادی برای آماده شدن و رفتم به مراسم رو نداشتم. سریع پوشیدم یه کاغذ و قلم برداشتم و زدم بیرون خواهرم و دوستش سر کوچه منتظرم بودن. از پله ها که رفتم بالا مثل آدمای غریبه بودم آخه کمتر ظاهر میشم. دلم خوش بود اونا که آشناترن کمرویی نمی کنن. دیدم نه، مثل اینکه خودم راحت تر از بقیه هستم. تا یه جا واسه نشستن پیدا کردم به این  فکر کردم که: من پر رو هستم یا اونا کم رو؟ و به این نتیجه رسیدم که باید طبیعی باشم اونا یه خورده کم رویی کردن. به خواهرم گفتم: آقای حاج عبدالرضا رو بهم نشون بده. گفت: "واپیچی، (منظورش به من بود) همین الان باش دم در سلام کردیم خو". گفتم:"ای بابا ندیدم".

یکی دو تا از بچه های وبلاگ نویس رو دیدم، وحید و حاجی هم که کنار هم نشسته بودن. یه نفر رو دیدم به خودم گفتم این باید چرکو باشه. خوب، این فقط یه حدس بود.

مراسم مثل همیشه با تلاوت قرآن عزیز شروع شد. (آقای ابوالقاسم انصاری). و بعد از اون یه آقایی رفت بالا. خواهرم سرش رو آورد نزدیک و گفت: "حاج عبدالرضا" و بلاخره من تونستم جناب آقای حاج عبدالرضا انصاری رو رویت کنم. بعد از سخنرانی ایشون گروه سرود (دختران مدرسه ی شهید چمران هلیله)، یه سرود برای روز معلم خوندند، خوشم اومد، من از دختر بچه های اینجوری خوشم میاد هرچند خوب تمرین داده نشده بودند ولی من خوشم اومد. بعد از اون آقای قربانی، (از بس خانم های پشت سرم حرف زدن و ولوله بود درست نفهمیدم آقای انصاری ایشون رو چطور معرفی کردند) اگر درست متوجه شده باشم گفتند آقای قربانی معلم هستند و دوست موسس مدرسه ی شهید چمران هلیله، امیدوارم اشتباه نکرده باشم. ایشون قرار بود 30 دقیقه صحبت کنند ولی خیلی بیشتر از اون چیزی شد که باید می بود. به طوری که صدای اعتراض رو هرچند آروم از همه طرف می شنیدم.  سخنرانیشون طولانی شد و مردم سخنرانی های طولانی رو دوست ندارند، خوب از آقای قربانی هم نباید خرده گرفت ایشون باید مطلبشون رو به آخر می رسوندند. از استاد مطهری گفتند که خداوند در آخر مقام شهادت رو بهشون هدیه داد، از امام حسین (ع) و امر به معروف و نهی از منکر، و اشاره کردند که کتاب های استاد رو مطالعه کنیم. یه کمی هم ما رو بردند زیر سئوال، "چند درصد از شما کتاب های استاد رو مطالعه کردید" سئوال فقط سئوال نبود، انگار مطمئن بود که هیچ کس توی این سالن کتابی از استاد نخونده. در آخر یه شعر، سروده خودشون خوندند:

پرستوها از این کاشانه رفتند

به شوق هجرته جانانه رفتند

خبر کردند یاران را شبانگاه

به بال عشق چون پروانه رفتند

همی دانم که اندر وادی عشق

سبکبالان از این غمخانه رفتند

نماز سرخ در دنیای فانی

چه زیبا خواندن و مردانه رفتند

بعد از اتمام سخنرانی آقای قربانی، کلیپی که سال ها قبل ساخته شده بود از صحنه ی شهادت استاد مطهری پخش شد. بعد از اون یکی از شاعران هلیله (آقای موسوی) شعر زیبایی سروده ی خودشون رو خوندند. و باز هم یه کلیپ، که اینبار عکس هایی قدیمی از مردان هلیله بود. خیلی ها بودن که من نمی شناختم ولی چند بار صدای ذوق کردن اطرافیان رو شنیدم که می گفتن"اِ... بابای من، اِ فلانی...،اِ..." ولی خیلی جالب بود یاد آلبوم قدیمی پدرم افتادم. یه سری سئوال توزیع شد که خدکار من همه رو راه انداخت. برا همه جواب دادم بجز خودم (اصلاً دوست نداشتم برای اولین بار توی زندگیم شانس جایزه گرفتن بهم رو کنه) بعد از پذیرایی قرعه کشی شد و اسم برنده ها رو خوندن. (آقای مسعود انصاری) و (خانم فاطمه انصاری).

بعد از اون از معلم های محل تقدیر و تشکر شد اما هیچ خانم معلم پیش کسوتی توی مراسم حاضر نشده بود (و این باعث ناراحتی آقای حاج عبدالرضا شد به طوری که این موضوع رو مطرح کردند و گفتند: ما دعوت نامه دادیم باید می اومدن) من متوجه شدم هر دو خانمی که در اول اسمشون خونده شد اومده بودند ولی زود مراسم رو ترک کردند. جالب این بود، خانم معلم سومی که اسمش خونده شد توی سالن بود، از جاش بلند شد ولی  آقای حاج عبدالرضا متوجه ایشون نشد و خانم معلم هم نشست سر جاش. (البته من پیام رسانی کردم ولی انگار قسمت نبود هیچ خانم معلمی حاضر باشه) امان از کم رویی!!

افرادی که ازشون تقدیر و تشکر شد:

1.      خانم اعظم بردال، دبیر قرآن مسجد؛

2.      آقای مظاهری، مدیریت محترم کانون مساجد استان بوشهر؛ (اگر درست متوجه شده باشم)

3.      آقای حسن ابراهیمی، مدیریت محترم مدرسه شهید چمران هلیله؛

4.      آقای خلیل انصاری، معلم؛

5.      آقای سید محمدرضا موسوی ،شاعر و معلم؛

6.      آقای قربانی، سخنگو و معلم؛

7.      آقای عباس انصاری، بانی مسجد؛




 پ.ن:نظرم اینه که مراسم می تونست خیلی بهتر از این باشه، ولی من به شخصه از تمام کسانی که برای این مراسم زحمت کشیده بودند سپاسگذاری می کنم. به امید پایندگی هلیله.

 

  

[ سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ آرام ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 40886