X
تبلیغات
رایتل

نرسی ۲
چه خوبه که جاده زندگیمون رو اینقدر سبز کنیم که وقتی به آخر میرسیم یه ستاره باشیم. 

صبح که اومدم محل کارم اولین کاری که کردم باز کردن وبلاگم بود. بله، دقیقاً همون چیزی رو دیدم که منتظرش بودم. چرکوی سابق با نام جدید چریکو برگشت. وقتی رفت با خودم گفتم بر
می گرده، درسته، این فقط یک حدس بود، ولی دیروز صبح به یقین رسیدم و امروز با دیدن وبلاگش که زنده و پر از انرژیه سرحال شدم. مخصوصاً وقتی کامنت دوست عزیزم (برام یه دنیا ارزشه و نمی دونم چه چیزی رو جایگزین کلمه ی عزیزم کنم) فصیحه رو دیدم که شعر زیباش رو به مردم محلم تقدیم کرده نتونستم احساسات خودم رو بیان نکنم و تصمیم گرفتم این پست رو بزنم. 


آرامم :

باور نمی کنم  که کوی و برزن ها - شهرها و محله ها بتونن بشن حائل میان آدما و معیاری برای سنجش و یا سد میانشون
نه باور نمی کنم هر فردی در هر جایی در قالب خودش یک من قشنگه..
صفا و معرفت را هر جایی می شه دید - چه در هلیله - چه در اکباتان - ولی با چشم بصیرت - و نه با چشم سر !

تقدیم به تو و تمام هم محلی های با صفای هلیله :
چه خوب بود که می شد به انتها برسم
به انتهای مه آلود جاده ها برسم

بدون ساعت - بی چتر - و خیس در باران
به انتهای زمان - پشت لحظه ها برسم

با قلب شب زده ام با دو کفش نورانی
به محله کوچک شما به روح بزرگتان برسم

ستاره ای بگذارم در مشتتان
و سخت گریه کنم - عاشقانه - تا برسم

کبوتری باشم - نه مسافری غمگین
به یک دریچه که پر می دهد مرا - برسم

چه خوب بود که می شد از اکباتان
به هلیله برسم - به تو و ..... برسم 





پ.ن: امروز چقدر خوشبختم. امروز همه چیز دارم. چیزهایی که شاید فقط امروز مال من باشن.


[ یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ] [ 09:32 ق.ظ ] [ آرام ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 40886