X
تبلیغات
رایتل

نرسی ۲
چه خوبه که جاده زندگیمون رو اینقدر سبز کنیم که وقتی به آخر میرسیم یه ستاره باشیم. 

کمی قبل از تحویل سال:


مرجان داشت با حسامی کوچولو سرو کله میزد و حالش شکر خدا خوب بود.

طاهره حالش عالی بود حال و هوای خونشون پر از شادی بود چون دکترا گفتن نوشون مشکلی نداره. خدا رو شکر.

مژده جواب تماسم رو نداد اما از پیام زیباش می دونم که خوبه.

زهرا، عروس خانم. خوشبخت باشه.

نادیا و بوا سپهر طبق معمول گله مند که چرا نیستم.

سمیه با پسر عمه شاده.

داداش امیر کمی ضد حال خورده چون چشماشو عمل کرده و این روزا تو خونست.

آبجی زهره از تحول در حال انفجاره.

حال و هوای مامان منیژه و بابا ماندنی تو این چند ساعت مثل 10 سال قبله.

حاجی از فاطمه و دیگر بچه ها تقدیر و تشکر کرده بود. به من هم لطف داشت با یه پیام شاد. یهو یاد جمله یکی افتادم که گفت حاجی خیلی روشنه.

چرکو هست ولی نیست پس جاش هم خالیه هم خالی نیست.

آریوی مهربون همونه اما نمی دونم این دور دنیا خودشه یا نه!!

علی عمو رحمت، دلش گرفته و چند وقته ساز رفتن میزنه. با روحیه ای که ازش سراغ دارم می دونم برمیگرده به زودی.

مرتضا انصاری از شهید فداکار نادر مهدوی گفته بود. روح تمام شهیدامون شاد.

عمو رحمت عزیز از 2 بهمن مطلبی نزده اما گندم های هفت سین رو براش فرستادم و پیامی پر از امید گرفتم.  

ای کاش آقای اسداله انصاری وبشون رو کمی متحول میکردن که بشه نظر داد.

بیدشهر آباد از مصدق گفته و جمله به یاد ماندنیش.

خانواده سبز هلیله خیلی وقت پیش سلامی دوباره کرد اما برنگشته.

بزرگمهر و صدای زیبای دفش تو این روزا چه صفایی داره.

وحید هنوز از دختر شکلاتیه مهربون، مهربونی و شکلات میگیره. زندگیش شکلاتی.

فاطمه شیرین زبون داره کودکیشو پشت سر، و قدم توی جاده بزرگی و بزرگ دیدن میزاره.  

حمید عمو حسن تو فکر تحوله، مطمئنم تا آخر 92 یه آدم دیگست.

مجتبا رفته خونه دوستش و زحمات مادر دوستش رو به باد داده البته قول داده بره خودشو لو بده.

محله هلیله هنوز توی داستان گنجه. یعنی امکانش هست برا گنج رفته باشه؟

وقتشه بچه های مسجد امام حسین متحول بشن.

پسر همسایه. مسعود کی مو؟!!! مطمئنم از حال و هوای اون شب بیاد موندنی در اومده دیگه و به زودی نو میشه.

سید جمال اینقدر کوه پردیس بهش خوش میگذره که قصد برگشت نداره.

کنجیر.

مسجد الرسول رو خوندم و شاد شدم.

سید اصغر امیدوارم ورزش محله رو با اون بدشاسی بیخیال نشده باشه.

برا بیداد هم بلاخره یه روز خوب میاد.

خاکستری با یه رنگ دیگه اومد اما هنوز نمی دونم چه رنگیه.

و طنزوک هنوز تو خواب زمستانیه.

 

 

یا مقلب، قلب ما در دست توست

یا محول، حال ما سر مست توست

کن تو تدبیری که در لیل و نهار

حال قلب ما شود همچون بهار

یک پایان و یک شروع دوباره مبارک.


خدایا قلم دستته و برای سال نو مینویسی. 92 رو برای تمام مردمم سبز بنویس. آمین.

 

[ چهارشنبه 30 اسفند‌ماه سال 1391 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ آرام ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 41004